وبلاگ آموزش کسب و کار الکترونیکی

کسب و کار الکترونیک؛ E-Business؛ آموزش کسب و کار اینترنتی؛ آموزش کسب و کار الکترونیکی؛‌ آموزش کسب و کار الکترونیک

وبلاگ آموزش کسب و کار الکترونیکی

کسب و کار الکترونیک؛ E-Business؛ آموزش کسب و کار اینترنتی؛ آموزش کسب و کار الکترونیکی؛‌ آموزش کسب و کار الکترونیک

وبلاگ آموزش کسب و کار الکترونیکی

کسب و کار الکترونیک (E-Business) عبارتست از کاربردی کردن کلیه سیستمهای اطلاعاتی برای تقویت و کنترل فرایندهای کسب و کار. امروزه این فرایندها با استفاده از تکنولوژی‌های مبتنی بر وب توسعه می‌یابند.

کسب و کار الکترونیکی در یک تعریف ساده واژه‌ای به معنی انجام کسب و کار با استفاده از ارتباطات راه دور و ابزارهای مرتبط است . تجارت الکترونیک از این دست دارای مفهومی کوچکتر و محدودتر نسبت به کسب و کار الکترونیکی است.

View Morteza Zahedi's profile on LinkedIn

آموزش کسب و کار الکترونیکی

Promote Your Page Too


۴۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کسب درآمد از اینترنت» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

||| داستان فیل سفید ( داستان مدیریتی) |||


در حکایتی از گذشته معروف است که پادشاه یک کشور به پادشاه یک کشور دیگر فیلی سفید هدیه می دهد، کسی که هدیه را پذیرفته، هزینه های زیادی را صرف نگهداری و خوراک این فیل سفید می کرد، نسل های مختلف بدون آن که بدانند این فیل سفید به چه درد می خورد هزینه های زیادی را برای آن متحمل میشدند و دلشان هم نمی آمد که آن را کنار بگذارند یا رها کنند زیرا می گفتند:
“حیف است تا کنون هزینه زیادی برای آن شده است و نمیتوان آن را رها کرد!”.

فیل سفید در مدیریت استعاره از موضوعیست که هزینه زیادی برای آن شده است و هیچ خاصیت مفیدی ندارد! و از آن جهت کنار گذاشته نمیشود که صرفاً برای آن هزینه شده است.
در نظر بگیرید کسی وارد دانشگاه میشود و متوجه میشود استعدادی در آن رشته ندارد اما آن را رها نمیکند به خاطر هزینه هایی که برای قبولی آن داده است و زمانی که صرف کرده است و میداند در آینده نیز آن رشته منبع درآمد او نخواهد شد، به آن رشته دانشگاهی و آن مدرک میتوان فیل سفیدآن فرد گفت. در مورد کسب و کار هم همینطور است. شاید محصولی آنقدر ارزش ندارد که برای آن هزینه بیشتر صرف گردد.
در زندگی فیلهای سفید زیادی داریم و بدون آن که خاصیتی داشته باشند برای آنها هزینه میکنیم!
فیلهای سفید زندگیتان را رها کنید…
  • مرتضی زاهدی
  • ۰
  • ۰

میزان تبلیغات دیجیتال در سراسر جهان چقدر است؟


میزان صرف هزینه در تبلیغات دیجیتال در سراسر جهان دارای روند رو به رشد است به طوری که میزان صرف هزینه به ازای هر کاربر اینترنتی در سراسر جهان در سال ۲۰۱۰ ، ۳۹ دلار بوده و در سال ۲۰۱۶ به ۶۰ دلار خواهد رسید. در این مطلب به آمار و اعداد مربوط به میزان صرف هزینه در تبلیغات دیجیتال در سراسر جهان پرداخته می شود.
کشورهای آسیا-اقیانوسیه از لحاظ میزان کل صرف هزینه در تبلیغات دیجیتال در سال ۲۰۱۳ از کشورهای اروپای غربی پیشی خواهند گرفت اما از لحاظ میزان صرف هزینه به ازای هر کاربر اینترنتی به علت جمعیت زیاد در این کشورها آمار بسیار ضعیفی از خود نشان می دهند.
در سال ۲۰۱۲ در کشورهای آسیا-اقیانوسیه به ازای هر کاربر اینترنتی در تبلیغات دیجیتالی ، ۲۶ دلار هزینه صرف می شود که این رقم در کشورهای آمریکای شمالی ۱۵۲ دلار و در کشورهای اروپای غربی ۱۰۵ دلار می باشد. در سال ۲۰۱۳ صرف هزینه در کشور چین به رغم جمعیت بیشتر از کشور اندونزی میزان کمتری خواهد داشت و طبق اطلاعات پیش بینی شده ، کشور هندوستان دارای کمترین میزان صرف هزینه در تبلیغات دیجیتال به ازای هر کاربر اینترنتی است.

میزان صرف هزینه تبلیغات دیجیتال به ازای هر کاربر اینترنتی
کشور استرالیا در میان کشورهای آسیا – اقیانوسیه استثنا است. میزان صرف هزینه در کشور استرالیا به ازای هر کاربر اینترنتی در سال ۲۰۱۲ ، ۱۹۶ دلار است که این میزان از کشور آمریکا نیز بیشتر است. همچنین با مقایسه اعداد و آمار در سال ۲۰۱۲ ، کشور استرالیا با ۱۹۶ دلار رتبه اول ، کشور انگلستان با ۱۸۵ دلار رتبه دوم و کشور آمریکا با ۱۵۵ دلار هزینه در تبلیغات دیجیتالی به ازای هر کاربر اینترنتی در رتبه سوم قرار دارند.
از اطلاعات فوق می توان به این نتیجه رسید که آن دسته از تبلیغ دهندگانی که بازار هدف خود را کشور استرالیا در نظر می گیرند برای یافتن مشتری باید هزینه بیشتری صرف کنند.
  • مرتضی زاهدی
  • ۰
  • ۰

 اگر از آن دسته افرادی هستید که دقیقا نمی‌دانید بازاریابی محتوا چیست و فرصتی هم پیش نیامده تا اطلاعاتی در مورد آن کسب کنید، مقاله زیر پاسخگوی این نیاز شما خواهد بود.

به گزارش فوربس،«بازاریابی محتوا، روشی از بازاریابی است که در آن سازمان، به‌منظور جذب و دستیابی به مخاطبان، محتوایی ارزشمند، متناسب با شرایط (شامل فرهنگ، علایق مخاطب و…) به صورتی مستمر ایجاد و منتشر می‌کند، با این هدف که اعمال مشتریان تبدیل به رفتاری سودبخش برای سازمان شود.»

واژه کلیدی در این تعریف، کلمه «ارزشمند» است. واژه‌ای که تقریبا کلیه فعالیت‌های بازاریابی و تبلیغات را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. یک محتوای ارزشمند، هنگامی می‌تواند رنگ بازاریابی محتوا به خود بگیرد که مردم خواستار آن بوده، برای آنها ایجاد مطلوبیت کرده و به جای اجتناب، قصد استفاده از آن را داشته باشند. فرض کنید اطلاعات مربوط به یک بنگاه اقتصادی از طریق یکی از رسانه‌های اجتماعی به تعداد کثیری از بازدیدکنندگان منتقل شده است، در این صورت، آیا تصور می‌کنید بازاریابی محتوا صورت گرفته است یا تبلیغات؟ برای پاسخ، باید بررسی شود اشخاص چگونه اطلاعات مربوطه را دریافت کرده‌اند و در معرض آن قرار گرفته‌اند. همین شرایط را می‌توان برای دیگر محتواها نیز تعمیم داد. هنگامی یک بسته از اطلاعات در قالب بازاریابی محتوایی جای می‌گیرد که برای مخاطب ارزش به همراه داشته باشد. بنابراین در بازاریابی محتوا، هدف، ارائه ارزش تا حد ممکن به مخاطبان مورد نظر است. شاید با این تعاریف و توضیحات کمی گیج شده باشید، لطفا برای روشن شدن موضوع و درک بیشتر به مثال‌های زیر توجه کنید.

روش‌های زیادی برای بازاریابی محتوا وجود دارد به طوری که در این مقاله مختصر، نمی‌توان به همه آنها رسیدگی کرد. اما آنچه در این مقاله آمده، مقدمه‌ای بر آشنایی شما با این مفهوم است، با این هدف که طرز فکر و تلقی شما از محیط اطراف مانند یک بازاریاب محتوا شود، در این صورت هر روز با ایده‌های بی‌شماری روبه‌رو خواهید شد که می‌توانید در مسیر بازاریابی خود، از آنها بهره ببرید. در زیر، به چهار روش به عنوان نمونه اشاره شده است که می‌تواند نقطه مناسبی برای آغاز بازاریابی محتوا باشد.

۱- اطلاعات گرافیکی(اینفوگرافیک): عموما این نوع از گرافیک‌ها، عمودی و شامل اطلاعات متفاوتی مانند آمار و ارقام، جداول، نمودار‌ها و دیگر اطلاعات است. اگر اطلاعات گرافیکی مناسب باشند، می‌توانند برای سال‌ها روی سایت‌ها باقی بمانند یا اینکه از طریق رسانه‌های اجتماعی در فضای مجازی منتشر شوند و به این ترتیب اثری عمیق‌تر و ماندگارتر بر مخاطب خواهند گذاشت. می‌توان به اطلاعات گرافیکی داده‌های دیگری مانند استراتژی سازمان، اهداف آتی، تحقیقات انجام شده و همچنین حق کپی رایت (حق گرفتن تبلیغات) اضافه کرد. حتی می‌توان از طریق سایت Pinterest اطلاعات گرافیکی خود را در میان کسب و کارهای مرتبط توزیع کرد. این کار هزینه‌ای جز صرف زمان ندارد.

۲- صفحه اینترنتی: تفاوت اساسی بین یک صفحه معمولی اینترنتی و صفحه‌ای که در آن بازاریابی محتوایی صورت می‌گیرد، تنها در جذابیت صفحه و محتوای آن است. همین عامل است که سبب می‌شود نه‌تنها بازدیدکننده صفحه را نبندد بلکه اطلاعات موجود را مطالعه کند.

۳- پادکست یا پادپخش: از آن با نام رادیوی اینترنتی نیز یاد می‌شود. این روش ارائه محتوا، در سال ۲۰۰۴ محبوبیت و گسترش یافت.

۴- ویدئو: از آنجا که عموم مردم تصور می‌کنند استفاده از پادکست و ویدئو دشوار و گران است، این دو روش کمتر در بازاریابی محتوا به‌کار گرفته شده است. اما صرف‌نظر از هزینه تجهیزات صوتی- تصویری با کیفیت، بهره‌بردن از این دو روش، آسان‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شود و از سوی دیگر می‌تواند از تاثیرگذاری مناسبی هم برخوردار باشد.

چرا بازاریابی محتوا؟

شاید به جای اینکه به دنبال فهم معنای بازاریابی محتوا باشیم، بهتر باشد بفهمیم چرا بازاریابی محتوا برای کسب و کار مفید است. اما پیش از آن به چهار مرحله خرید اشاره می‌کنیم:

۱- آگاهی: قبل از اینکه مشتری آگاهی داشته باشد، به «نیاز» خود پی می‌برد اما نمی‌داند برای رفع نیاز خود، چه راه‌حل‌هایی وجود دارد.

۲- تحقیق: پس از آگاهی نسبت به وجود راه‌حل‌های احتمالی، مشتری برای اشراف به راه‌حل‌های موجود، تحقیق می‌کند. به عنوان مثال قبل از خرید خودرو، مشتری تحقیق می‌کند که چه مدل‌هایی در بازار وجود دارد و کدام یک، نیاز وی را برطرف می‌کند.

۳- بررسی جوانب: در این مرحله مشتری محصولات شرکت‌های مختلف را با هم مقایسه می‌کند تا مطمئن شود کدام یک، محصولات خود را با قیمت و کیفیتی مناسب ارائه می‌دهند.

۴- خرید: و سرانجام مشتری با اطلاعات کافی و اطمینان خاطر، تصمیم خود را برای خرید می‌گیرد.در بازاریابی و تبلیغات سنتی، تمرکز روی مراحل ۳ و ۴ است. اما آنچه در بازاریابی محتوا اهمیت ویژه دارد مراحل ۱ و ۲ است؛ جایی که بازاریاب، آگاهی مشتریان را نسبت به راه‌حل‌ها بالا می‌برد و اطلاعات لازم و مفیدی را که قبلا مشتری در نظر نگرفته بود در اختیار وی قرار می‌دهد.

در یکی از شرکت‌ها، طی سال گذشته حجم بازاریابی محتوا بیش از ۱۰۰۰ درصد رشد داشته است و در این مسیر مشتریان احتمالی، محتوا و ارزش‌های حاکم بر سازمان را درک و حتی گاهی اوقات نیز آمادگی خود را برای همکاری با سازمان اعلام کرده‌اند. در این شرایط دیگر نیازی به روش‌های فروش تحت فشار نیست، فقط کافی است روی جزئیات کار شود، به توافق رسید و کار را شروع کرد. در این صورت، حتی پیش از اینکه مشتریان را بشناسیم، اعتماد حاصل شده، اعتمادی که برای حصول آن در روش‌های سنتی بازاریابی، نیاز به یک دوره فروش محصولات است.

اگر بازاریابی محتوا به درستی اجرا شود بازده سرمایه غیرقابل باوری خواهیم داشت. این در حالی است که نیازی به صرف هزینه یا زمان زیادی نیست. با بررسی موفقیت‌های یک شرکت که از طریق بازاریابی محتوا به دست آمده است، مشخص شد که ۹۵ درصد از این موفقیت، تنها حاصل مقالاتی است که در این مسیر به مشتریان ارائه شده است و به یاد داشته باشید که هزینه نوشتن این مقالات، فقط صرف ۲۰ ساعت زمان است.

علاوه‌بر آنچه در بالا گفته شد، بازاریابی محتوا، با پشتیبانی که از کانال‌های دیجیتال بازاریابی به عمل می‌آورد، فواید دیگری نیز دارد، زیرا می‌تواند آنچه را که در بازاریابی از طریق رسانه‌های اجتماعی ارائه می‌شود پربارتر، راه رسیدن به صفحه اینترنتی از طریق موتور‌های جست‌وجوگر را هموارتر و همچنین صفحه اینترنتی شما را نیز جذاب‌تر و مفیدتر کند.

چگونه باید آغاز کرد؟

شرکت‌های زیادی، خدمات اینترنتی مانند بازاریابی محتوا، SEO (فرآیند قابل رویت بودن نام سایت یا صفحه اینترنتی از طریق موتورهای جست‌وجوگر) یا روابط عمومی را ارائه می‌دهند. اگر شما به قدری مشغول هستید که نمی‌توانید این امور را خودتان انجام دهید، شاید بهترین گزینه، قرارداد با این شرکت‌ها باشد. اما اگر علاقه‌مند هستید که با موضوع درگیر شوید، آسان‌ترین راه ایجاد وبلاگ است. شاید در ابتدا کمی دشوار به نظر برسد اما با گذر زمان، مهارت شما در این کار بیشتر خواهد شد. با پیروی از بازاریابان موفق و بررسی سایت اینترنتی آنان، یاد خواهید گرفت که چگونه مخاطبان را تشویق به خواندن وبلاگ خود کرده و آنها را جزو مشتریان کنید.

اولین راز در بازاریابی محتوا

راز مهم این است: محتوای شما برای مخاطب باید دارای ارزش باشد. هر چند که در مورد این موضوع صحبت شده، با این حال، جای تعجب است وقتی برخی از شرکت‌هایی که بازاریابی محتوا را انجام می‌دهند، به آن توجهی ندارند. هنگامی که تبلیغات، ارزش کمتری را ارائه می‌کنند، به راحتی نادیده گرفته و حذف می‌شوند. اما اگر محتوای ارائه شده دارای ارزش باشد، مخاطب را وادار به خواندن، تماشا کردن یا گوش دادن به محتوا می‌کند. اگر نمی‌دانید چطور محتوا را ارزشمند کنید، از مشتریان خود بپرسید چه نوع محتوایی برای آنان مفید است، چه زمانی که کالای شما را می‌شناسند و از آن استفاده می‌کنند و چه هنگامی که کالا یا خدمات شما را نمی‌شناختند و در جست‌وجوی آن بودند. مطمئن باشید این مسیر یکی از بهترین روش‌ها است.

چگونه دانش خود را افزایش دهیم؟

با مطالعه کتاب، مقالات و وب‌سایت‌ها نه‌تنها دانسته‌های خود را تکمیل می‌کنید بلکه می‌توانید میزان دانش خود را افزایش دهید. با مطالعه منظم و پیوسته، مدت زیادی طول نمی‌کشد تا با مفاهیم و اصول بازاریابی آشنا شده و حتی می‌توانید خود را به عنوان یک خبره در این زمینه معرفی کنید.

هنوز سازمان‌ها به‌طور کامل با بازاریابی محتوا آشنایی ندارند و آن را اجرا نکرده‌اند. بنابراین به‌عنوان یک بازاریاب محتوا، برگ برنده در دستان شما است.

  • مرتضی زاهدی
  • ۰
  • ۰


:high_brightness:تفکر خارج از چارچوب در استراتژی محتوا:high_brightness: 


زمانی محصول خوب به خودی خود برای جذب مشتری کافی بود، بعدها سرویس خوب بر روی محصول هم لازم شد و امروز ایجاد تجربه خوب و لذت بخش برای مخاطب اهمیت پیدا کرده ...
تجربه های احساسی یکی از تجربه های ماندگار برای ما آدم هاست، تجربه هایی که لحظه ای دلمون میلزه و حس خوبی رو لمس میکنیم.
.
برند میلکا را احتمالا میشناسید، این برند کمپینی راه اندازی کرد که در آن یک شکلات را از هر بسته حذف کرد، روی بسته بندی هم جای آن شکلات خالی را علامت سوالی کشید تا توجه بیشتری را جلب کند، چون یک شکلات کمتر اما به همان قیمت قبل.
.
وقتی بسته را باز میکنید نوشته ای میبینید که این شکلات بخش زیادی از شکلات های شما نیست، اما میتوانید آنرا به عزیزی هدیه داده و خوشحالش کنید. 
حالا مشتری میتونه به سایت میلکا بره، کدی که داخل بسته هست را وارد کنه، پیام اختصاصی و آدرس پستی عزیزش رو بنویسه و میلکا یک عدد شکلات باقی مونده رو برای اون شخص به همراه پیام پست میکنه. .
چه حسی دارید ؟
.
بازاریابی احساس محور در استراتژی محتوا اخیرا جای زیادی باز کرده و روی اون خیلی کار میکنن، از خودتون سوال کنید در کسی و کارتون چطور میشه بازاریابی احساس محور رو پیاده کرد و این وسط محتوا چه نقشی بازی میکنه؟
.

پ ن : یه شکلاتی که میفرسته داخل بسته بندی کوچک 
  • مرتضی زاهدی
  • ۰
  • ۰

کسب درآمد از اینستاگرام

کسب درآمد از اینستاگرام


به نظر میرسد که فیلترهای اینستا گرام جهان را زیباتر نشان می دهد و مردم از طریق پتانسیل های موجود در این زیبایی ها شروع به کسب و کار کرده اند.
به دلیل اینکه شبکه اجتماعی اینستا گرام در ایران فیلتر نمی باشد گرایش مردم به استفاده از این شبکه های اجتماعی در کسب و کار ها به طور حرفه ای بسیار بالا می باشد.در این مقاله به توضیح راه های  استفاده از اینستاگرام جهت رونق کسب و کار و پولسازی می پردازیم.

1. بهینه سازی پروفایل اینستاگرام

پروفایلهای شما در شبکه های اجتماعی مانند ویترینی برای کسب و کارتان است. چیزی که اینستاگرام را به عنوان یک ابزار بازاریابی از دیگر شبکه های اجتماعی متمایز کرده است، امکان نشان دادن زیبایی های بصری بیشتر است. می توانید با قراردادن تصاویر زیبا از محصولات و یا خدماتتان کاربران را جذب کنید و با استفاده از تکنیک های عکاسی در این تصاویر مزایا وزیبایی های محصولات و یا خدماتتان را نمایش دهید. هرچه عکس ها، با کیفیت تر و زیباتر باشند، نتیجه بهتری خواهید گرفت است.
اگر از صفحه اینستاگرام خود برای گسترش کسب و کارتان استفاده می کنید تصویری مناسب برای پروفایلتان انتخاب کنید تا در خاطر بمانید. برای پروفایلتان نامی را انتخاب کنید که در ارتباط کامل با کسب و کارتان باشد و آن کلمه به نحوی باشد که به آسانی بتوان از آن به عنوان هشتگ استفاده نمود. در قسمت bio سعی کنید اطلاعات جالب و جذاب را در زمینه کسب و کارتان قرار دهید و اگر سایت و یا وبلاگ اختصاصی برای کسب و کار خود دارید آدرسش را در قسمت bio وارد کنید.
اکانت خود را در حالت عمومی قراردهید  اگر از اینستاگرام را  برای توسعه و ترویج کسب و کارتان استفاده میکنید باید پروفایل خود را درحالت عمومی قرار دهید. به دلیل اینکه اغلب کاربران ترجیح می دهند تا ابتدا تصاویر شما را مشاهده و سپس شما را دنبال کنند.

2. از تصاویر جریانی متداوم بسازید

هر روز در صفحه خود فعالیت داشته باشید.حداقل روزی ۲ عکس در صفحه خود قرار دهید البته گذاشتن تعداد زیادی عکس در روز اثر معکوس در جذب و نگداری مخاطب دارد زیرا مخاطبان را سردرگم و پیام هایتان را تکراری جلوه می دهد. با ادامه متداوم این روند فالورهای خود را به دیدن عکسهای زیبایتان در روز عادت دهید. بگذارید هر روز منتظرعکس جدید شما باشند.

3. بهترین عکس را در صفحه خود به اشتراک بگذارید

بهترین عکس برای شما عکسی مرتبط با کارتان است که به خوبی و از زوایای مختلف زیبایی ها و مزایای محصول و یا خدمات شما را نشان می دهد. .به صورت هدفمند و متمرکز، در ارتباط با موضوعات اصلی حوزه فعالیت کسب و کارتان، عکس بگذارید. به این روش، برند خود را در ذهن فالورهایتان خواهید ساخت.
با استفاده از فیلترهای تصویری موجود در اپلیکیشن اینستاگرام و یا دیگر اپ ها به تصاویر خود روح ببخشید و عکسی جذابتر به نمایش بگذارید.

4. کپشن مناسب برای تصویر خود بنویسید

کپشن و یا متنی که بلافاصله در اولین کامنت عکس توسط شما نوشته می شود تاثیر به سزایی در میزان محبوبیت تصویر دارد. از کپشن های طولانی و غیر مرتبط پرهیز کنید زیرا کاربران اینستاگرام دوست ندارند با متن های طولانی و خسته کننده مواجه شوند.
با استفاده از هشتگهای مرتبط با تصویر مخاطبان را راهنمایی کنید.هشتگ دو کاربرد مشخص دارد. قبل از هر چیز به بازدیدکننده فعلی عکس شما، توضیح می‌دهد که شما با چه انگیزه‌ای عکس را گذاشته‌اید. کاربرد دوم هشتگ،‌ کمک به جستجوی تصویر است. کسانی که در اینستاگرام جستجو می‌کنند، جدای از نام کاربری یا Username، می‌توانند Tag را هم جستجو کنند. استفاده زیاد از هشتگ،‌ سه مشکل جدی دارد. نخست اینکه حس کاربران را نسبت به تصاویر شما را منفی  و خواندن متن را سخت می‌کند. دوم اینکه نشان می‌دهد که شما به صورت تهاجمی در تلاش برای تبلیغ و توسعه صفحه خود هستید (که برای برند یک فرد یا سازمان ممکن است چندان خوب نباشد.) و سوم اینکه ممکن است پست‌های شما، اسپم فرض شود. قبل از انتخاب هشتگ‌ها، آنها را در اینستاگرام جستجو کنید. ببینید که قبلاً چه کسانی از این هشتگ‌ها استفاده کرده‌اند. همینطور ببینید که چه تعداد عکس با آنها تگ شده است. ممکن است دیگران ایده‌های بهتری در مورد هشتگ داشته باشند.

5. با فالور های خود ارتباط دوستانه برقرار کنید

کامنت ها را با صبر و حوصله و دوستانه پاسخ دهید. اگر فردی برای شما کامنتی نامربوط و آزار دهنده قرار داد با احترام پاسخ دهید زیرا اگر شما هم بی احترامی کنید وجه حرفه ای خود را در مقابل سایر دنبال کننده گان خدشه دار کرده اید. به صفحه فالور های خود بروید و عکس های شان را لایک کنید، از آن ها سوال بپرسید و زیر عکس هایشان نظراتتان را بنویسید. تا حد امکان به افرادی که شما را دنبال می کنند، توجه کنید: آن ها را دنبال کنید یا حداقل یک یا چند تا از عکس هایشان را لایک کنید. تعامل شما باید انسانی و اصیل باشد نه اینکه مانند ربات یک نمونه متن را برای همه فقط کپی – پیست کنید! بله درست است این کار زمانبر است اما موثرتر است، برند شما جایگاه ویژه ایی در ذهن آنان پیدا خواهد کرد. حتی شما می توانید سرکی هم به زندگی خود یا کارمندانتان در محیط کار بکشید و عکس هایی از فضای کار خود قرار دهید که البته باید به کمک آن ها، ارزش ها و باورهای خود و کسب و کارتان را برای مخاطبانتان بیان کنید. برای اینکار راه های مختلفی هست ولی نکته مهم این است که اثر انسانی در تعاملات و ارتباطات شما، قابل حس باشد.

6. مسابقه عکاسی اینستاگرامی برگزار کنید

از فالورهایتان بخواهید در ارتباط با موضوع کسب و کارتان، عکس بگیرند و با هشتگ اختصاصی شما، در صفحه هایشان منتشر کنند یا برای شما بفرستند و شما با ذکر نام و شناسه کاربری شان، آن ها را منتشر کنید و از دیگران بخواهید که عکس هایی که بیشتر دوست دارند را لایک کنند. سپس به صاحبان عکس هایی که بیشترین لایک را در بازه زمانی مسابقه گرفتند جایزه بدهید کرد.

  • مرتضی زاهدی
  • ۰
  • ۰

۵ توصیه برای اینکه تیتر‌هایتان کلیک بیشتری بخورد

آپوُرسی یک سایت علمی است که به رغم تحریریه کوچک و مطالب اغلب غیرتولیدی، به دلیل تیترهای جذابش توانسته مخاطبان زیادی را جذب کند؛ چیزی حدود حدود ۸. ۷ میلیون بیننده منحصربفرد در ماه. این را سایت نشریه فوربس می‌گوید. این سایت بعد از دادن این اطلاعات، پنج توصیه «پی‌تر کچلی» یکی از موسسان آپورسی را برای نوشتن تیترهای تاثیرگذار‌تر و اصطلاحا کلیک‌گیر‌تر منتشر کرده است. توصیه‌هایی برای صاحب‌هان وبسایت‌ها و رسانه‌های آنلاین. در سایت فوربس تی‌تر مطلب «پنج راز شگفت‌انگیز تیترنویسی که باعث می‌شود گریه کنید یا حداقل کلیک کنید» است که با تبعیت از همین توصیه‌ها تنظیم شده است. ترجمه مطلب را در ادامه می‌خوانید با این توضیح که بعضی‌ از توصیه‌ها ممکن است با قواعد حرفه‌ای تیترنویسی مطبوعاتی مطابقت نداشته باشد و همچنین اینکه توضیحات داخل پرانتز‌ها از بنده است. 

۱- همه چیزهایی که می‌دانید را فراموش کنید؛ خصوصا قواعدی که می‌گوید، تی‌تر باید حتما اطلاع‌رسان، عینی یا از نظر گرامری درست باشد. سایت‌هایی مثل آپوُرسی، بازفید، هافینگتون پست و بیزینس اینسایدر به دلیل اینکه از نظر شکلی تیتر‌هاشان از فرمول مشخصی تبعیت می‌کند، مسخره می‌شوند. (با این حال این فرمول جواب می‌دهد) تیترهایی مثل «باورتان نمی‌شود تیلور سوئیفت امروز با کی قرار دارد» یا «این سیزده سمور اینقدر باهوشند که کف می‌کنید». (منظور از فرمول ثابت استفاده مکرر از عباراتی نظیر «باورتان نمی‌شود»، «کف می‌کنید»، «نفستان می‌گیرد» و عدد و رقم در تی‌تر است که‌گاه ممکن است با قواعد کلاسیک تیترنویسی مطابقت نداشته باشد). خصوصاً رویکرد کمی و تقید به استفاده از عدد و رقم در تیتر‌ها، منجر به نوآوری‌های بزرگ در تیترنویسی و خلق تیترهای تاثیرگذار شده است. 

۲- بیشترین اطلاعات ممکن را در کمترین زمان بدهید (مثل گوگل که اطلاعاتی بسیار بیش از آنچه شما می‌خواهید را در کمترین زمان ممکن به شما می‌دهد)؛ گاهی آدم فکر می‌کند که همه چیز در اینترنت دارد به شکل صفات عالی در می‌آید (بهترین، بیشترین، خفن‌ترین، قشنگ‌ترین که تا حالا دیده‌اید و...). آپوُرسی ابایی ندارد که از این رویه کنار بکشد. ما ترجیح می‌دهیم به جای اینکار، از تیترهای کم‌رمق‌تر اما قلاب‌طور استفاده کنیم که هم با محتوا مطابقت داشته باشد، هم قوه کنجکاوی مخاطب را قلقلک بدهد، تیترهایی که اصطلاحا به آن‌ها تیترهای کلیک‌گیر گفته می‌شود. 

۳- چیزی برای کنجکاوی مخاطب باقی بگذارید. این دقیقا‌‌ همان کاری است که تی‌تر «باورتان نمی‌شود تیلور سوئیفت امروز با کی قرار دارد» به شکل تاثیرگذاری می‌کند. حتی اگر نهایتا شما را متقاعد کند باور کنید تیلور سوئیفت با کی قرار دارد! در تی‌تر به مخاطب به اندازه‌ای اطلاعات بدهید که به موضوع علاقمند شود، اما نه اینقدر که روی خبر شما کلیک نکند. شما فقط باید یک احساس خارش ایجاد کنید که مخاطب مجبور شود آن را بخاراند. 

۴- احساسات را مخابره کنید؛ این کاری است که اکثر ژورنالیست‌ها انجامش نمی‌دهند، خصوصا آنهایی که فکر می‌کنند وظیفه‌شان فقط انتقال واقعیات است. با این حال ولی مخاطب‌ها دوست دارند بدانند پس از خواندن مطلبی که برای آن‌ها تولید کرده‌اید، قرار است چه احساسی پیدا کنند. تیترهایی از قبیل «با دیدن این تصاویر احساس بهتری نسبت به خود پیدا می‌کنید» یا «از شنیدن پاسخ این دانش آموز به فلان سوال معلمش، گریه‌تان می‌گیرد». (گاهی استفاده از علائم تعجب و سوال هم می‌تواند چنین نقشی را ایفا کند) 

۵- برای مخاطبانتان ننویسید، برای دوستان آن‌ها بنویسید! راستش را بخواهید من خودم هم دقیقا تفاوت این دو را نمی‌دانم، اما منظور این است که موقع تیترنویسی به این فکر کنید مخاطب‌ها چه تیپ موضوعات و کلماتی را دوست دارند در توئی‌تر یا فیسبوک خود با دوستانشان به اشتراک بگذارند.

  • مرتضی زاهدی
  • ۰
  • ۰

فرق یوزانس با فاینانس و ریفاینانس 


یوزانس 

اعتبارات اسنادی مدت‌داری که به ضمیمه اسناد حمل کالا، برات عهده بانک گشاینده ارسال می‌گردد را یوزانس گویند. 

براتی که توسط بانک باز کننده اعتبار قبولی داده شود را قبولی بانکی گویند، در این حالت چنانچه ذینفع اعتبار به وجه نقد نیاز داشته باشد می‌تواند قبولی بانکی را در بازار تنزیل و به وجه نقد تبدیل نماید. 

فاینانس 

در برخی مواقع، فروشنده مایل نیست وجه کالا را به صورت اعتبار اسنادی مدت دار دریافت نماید از طرف دیگر خریدار نیز به دلیل فقدان نقدینگی قادر به پرداخت نقدی اعتبار اسنادی نمی‌باشد، در این حالت معمولاً خریدار از یک بانک یا موسسه مالی درخواست می‌کند که وجه اعتبار اسنادی را به صورت نقدی به فروشنده پرداخت و اصل و سود مبلغ پرداخت شده را در یک دوره زمانی مشخص از خریدار دریافت نماید، این روش پرداخت را فاینانس مالی و به موسسات تامین کننده وجوه، فاینانسر مالی می‌گویند. مدت دوره استفاده از تسهیلات فاینانس معمولاً بین 1 تا 3 سال و مدت دوره بازپرداخت بین 5 تا 15 سال در مورد طرحهای مختلف متغیر است. 

تسهیلات ریفاینانس 

بانکها با استفاده از منابع شعب خارج از کشور و منابع بانکهای خارجی اقدام به پرداخت تسهیلات ارزی کوتاه‌مدت در قالب خطوط اعتباری ریفاینانس می‌نمایند با عنایت به اینکه نرخ سود این گونه تسهیلات نسبت به سود تسهیلات ریالی بسیار کم می‌باشد کمک موثری برای واردکنندگان جهت کاهش هزینه های تمام شده کالا خواهد بود. 

nمدت استفاده از تسهیلات کوتاه مدت حداکثر یک سال از زمان معامله اسناد می باشد. تسهیلات ریفاینانس به صورت ( سه، شش، و نه ماهه) نیز قابل استفاده است مشروط به اینکه خط اعتباری خاص با شرایط زمانی زیر یکسال در بانک عامل وجود داشته باشد. 

تفاوت بین تسهیلات فاینانس و ریفاینانس 

1- حداکثر مدت جهت اعطای تسهیلات ریفاینانس تا یکسال و برای فاینانس بیش از یکسال می‌باشد. 

2- باز پرداخت تسهیلات به بانکهای خارجی در ریفاینانس توسط بانکهای تجاری و در فاینانس توسط بانک مرکزی تضمین شده است. 

3- از تسهیلات فاینانس برای خرید و احداث پروژه‌های سرمایه‌ای و تجهیزات، ماشین‌آلات خطوط تولیدی و خدمات اعم از نصب و راه اندازی، آموزش و دانش فنی استفاده می‌گردد در حالیکه از تسهیلات ریفاینانس برای ورود کالاهای خاصی است که بانک تعیین می‌کند استفاده می‌شود. 

4- استفاده کنندگان از تسهیلات فاینانس شامل اشخاص حقیقی، اشخاص حقوقی، وزارتخانه‌ها، سازمانها و شرکتهای دولتی می‌باشند اما در تسهیلات ریفاینانس علاوه بر اشخاص حقیقی و حقوقی، شرکتها و سازمانهای وابسته به دولت، چنانچه از منابع بودجه عمومی کشور به طور کلی و یا برای ثبت سفارش خاصی استفاده نمی نمایند مشمول استفاده از این تسهیلات خواهند بود.

  • مرتضی زاهدی
  • ۰
  • ۰

شباهت انتخاب کالا یا محصول با ازدواج

انتخاب کالا یا محصول برای فروش شباهت زیادی به ازدواج کردن دارد.


باید ترکیب مناسبی وجود داشته باشد در غیر اینصورت موثر واقع نمی شود.


کالایا خدمت مورد نظر باید به گونه ای باشد که آن را دوست بدارید وفکر کنید که برای دیگران هم مفید است.

باید با شخصیت شما همخوان وسازگار باشد.

مسیر کمال

www.masirekamal.com

  • مرتضی زاهدی
  • ۰
  • ۰

استراتژی ماهی بزرگ ،تنگ کوچک

جدیدترین شیوه موفقیت در هر رقابتی

(گلدوِل)

:


تحصیل در بهترین دانشگاه ها، کار کردن در شرکت ها بزرگی با نام و نشان مطرح؛ خیلی ساده میتواند رویاهای شما را نابود کند… شاید کمی باورنکردنی و ناجوانمردانه به نظر برسد اما واقعا اینچنین است.

اگر تا به امروز تصور شما این بود که برای موفقیت باید در بهترین دانشگاه درس خواند یا اگر میخواهید به یک جای خوبی در زندگی برسید باید در یک شرکت مشهور و بزرگ کار کنید، متاسفانه نه تنها این باور اشتباه است، بلکه خطر به قتل رساندن رویاهایتان را نیز دارد…

اخیرا Malcolm Gladwell نویسنده مشهور کتاب 1000 ساعت (شما برای اینکه در هر مهارتی متخصص واقعی باشید باید 1000 ساعت سعی و کوشش و تمرین کنید…) کتابی فوق العاده جنجالی دیگر با نام “داوود و گولیات” منتشر کرده و در آن به موفق ترین استراتژی برای موفقیت در هر رقابتی اشاره میکند که مزیت های رقابتی و معایت آنرا در هر رقابتی با توجه به محیط رقابت مشخص میکند.

گلدوِل از ابتدای کتاب مخالفتش را نسبت به عادات عام مردم اعلام میکند، برای مثال تحصیل در برترین دانشگاه کشورتان و یا انجام کارهای فقط به منظور به اصطلاح کلاس داشتن یا پرستیژ. مردم امروزه خیلی سخت میتوانند از فکر بهترین ها بیرون بیایند و چیزها ساده تری را انتخاب کنند، حتی اگر بدانند که به نفع آنهاست… حتی اگر بدانند تحصیل در دانشگاه های ضعیف تر موفقیت بیشتری برایشان به ارمغان می آورد، حتی اگر بدانند کار در شرکت های نوپا با بدون نام و نشان خاصی میتواند سریع تر آنها را به اهدافشان برساند و در کل ماهی بزرگ در تنگ کوچک بودن به نفع آنهاست.

موضوعی که در این کتاب گلدوِل به آن می پردازد در روانشناسی و جامعه شناسی “محرومیت نسبتی” نام دارد و توسط جامعه شناسی به نام Samuel Stouffer در طول دوران جنگ جهانی دوم کشف شد.

محرومیت نسبتی به ما توضیح میدهد که چطور ما خودمان را نسبت به افراد اطرافمان می سنجیم… موفقیت های ما همیشه مقایسه ای از موفقیت های آنهاست، شکست های ما نیز نتیجه مقایسه با شکست های آنهاست.

محرومیت نسبی، دلیل اصلی مخالف شدید گلدوِل به باور رایج تحصیل در بهترین دانشگاه برای موفقیتاست.

برای مثال، دانش آموزش را فرض کنید که به علت نمرات ضعیف او، والدینش او را در مدرسه ای ممتاز و غیر انتفاعی با رقابت بالا ثبت نام میکنند تا در یک جو پر رقابت قرار بگیرد و درس بخواند… اما بر خلاف باور والدینش، او نه تنها موفق نمی شود، بلکه ناامید تر و نمرات ضعیف ترین نسبت به قبل میگیرد ! دلیل آن محرومیت نسبی یا مقایسه خودش با بهترین دانش آموزان کلاسش است.

همین روند، برای کار در شرکت های برتر نیز رواج دارد.

فروشنده ای که برای کار کردن وارد بهترین شرکت برای فروش می شود، به علت نظم بالا و رویدادهای از پیش مشخص شده، فروشنده آزادی عمل کمتر و رقیبان درونی (فروشندگان دیگر) قدرتمندی دارد. بعد از یک مدت محرومیت نسبی کار خودش را میکند و این فروشنده تازه نفس و نوپا را ناامید و سرخورده میکند و یکبار برای همیشه او را از شغل فروش منصرف میکند.

اما چاره چیست؟ با توجه به دنیای پر رقابت امروز، بهترین استراتژی برای موفقیت کدام است؟ مالکوم گلدوِل، در کتابش به یک راه حل فوق خلاقانه اشاره میکند، که در این مقاله میخوانید…

شما برای موفقیت، طبق باور عمومی، وارد محیطی با رقابت و تخصص بالاتر شوید ! تنها کاری که برای موفقیت در زندگی و هر رقابتی باید انجام دهید، پیگیری روندی است که مالکوم گلدول پیشنهاد میکند یعنی :

برای موفقیت در هر رقابتی و رسیدن به اهدافی که خودتان برای خودتان تعیین کردید، فقط یک استراتژی جوابگوی نیاز شماست و آن هم : استراتژی ماهی بزرگ، تنگ کوچک است.

گلدوِل چنین تفسیر میکند :

بدترین دانشجوی دانشگاه هاروارد، شاید به اندازه ممتازترین دانشجوی یک دانشگاه ضعیف تر رده سوم باهوش باشد. اما، متاسفانه این دانشجوی هاروارد خودش را با هم دانشگاهی های دیگرش می سنجد و همین باعث می شود خودش و دانشجویان دانشگاه های دیگر را خنگ تصور کند.

به عقیده مالکوم گلدوِل، به مراتب بهتر است به دانشگاهی رده سوم بروید و دانشجویی ممتاز باشید، تا به دانشگاهی ممتاز بروید و دانشجویی ضعیف، یعنی یک ماهی بزرگ، در تنگ کوچک بودن به مراتب مفید تر است از اینکه یک ماهی کوچک بودن در تنگ بزرگ است.

برای مثال،

اگر شما برنامه نویس هستید، به مراتب بهتر است تا ابتدا از کسب و کارهای کوچک شروع کنید، سپس وارد شرکت ها نوپا شوید و کم کم پیشرفت کنید و تکمیل تر شوید، تا اینکه از ابتدا وارد شرکت گوگل شوید و بخواهید به کمک محیطی که درآن قرار دارید پیشرفت کنید.

  • مرتضی زاهدی
  • ۰
  • ۰

روش برخورد با مشتریان

هرگز فراموش نکنیدکه در نظر مشتری،حرف فروشندگان لزوما مطلبی را اثبات نمی کند.به صرف اینکه بگویید مطلبی حقیقت دارد،بدین معنا نیست که خریدار حرف شما رابپذیرد.


شما میدانید که هرگز دروغ نمی گویید.اما کسی دیگر این را نمی داند.مشتریان از روی عادت معتقدند که شما محصول خود را تبلیغ می کنید وحتی درباره فواید آن اغراق می کنید تا آن را به فروش برسانید.

وقتی به مشترییان می گویید:


"در شرایط رقابت قیمت گذاری شده است."

این چیزی را ثابت نمیکند.

،اما اگر با توجه به قیمت های مندرج در روزنامه ها ونشریات تجاری از ارقامی استفاده می کنید،این حرف را مشتریان می پذیرند.


وقتی می گویید:"ازاین کالا خوشنود می شوید."مشتری ممکن است بگوید"بله،مطمءنم که خوشحال می شوم"


با این حال با احتمال زیاد به گفته شما تردید می کند.اما اگر بتوانید پس ازحرفتان رضایت نامه یکی از مشتریان را اراءه دهید،بیشتر حرف شمارا می پذیرد.

  • مرتضی زاهدی